تبلیغات
مارکتینگ و سرور ها - مطالب دی 1397

مارکتینگ و سرور ها

سه شنبه 18 دی 1397

۱. قرص‌های کاهش وزن بدون عوارض جانبی

از سال ۲۰۱۸، صنعت رژیم و کاهش وزن آمریکا به‌ تنهایی حدود ۸۰ میلیارد دلار ارزش دارد و انتظار می‌رود که در سال‌های آینده و به‌ زودی ارزش این شرکت به نیم تریلیون در سال برسد. جهان در حال تغییر است و برای اولین بار در تاریخ است که مردم بیش از اینکه از لاغری بمیرند، از چاقی می‌میرند.

بیشتر مردم تنبل هستند و با خوشحالی به دنبال راه‌حلی آسان برای مشکل اضافه‌ وزن خود می‌گردند. شرکت‌های داروسازی بزرگ دقیقاً بر اساس همین موضوع میلیاردها دلار برای تحقیق و توسعه در این زمینه صرف می‌کنند.

قرصی مانند این می‌تواند به‌ سرعت تبدیل به یکی از سودآورترین و قابل‌ استفاده‌ترین‌ها در سراسر جهان شود. فروش ویاگرا برای مثال فقط و فقط در خود ایالات‌متحده ۱٫۵ میلیارد دلار درآمد به همراه دارد و برای کاهش وزن برای هر ۲ جنس مردان و زنان کارایی دارد.

 ۲. جایگزین کردن پلاستیک قابل‌حمل و میلیاردر شدن

بله، ما سیاره‌مان را خراب می‌کنیم و نمی‌دانیم باید چه کنیم. ارزش بازار پلاستیک در حال حاضر به‌ طور کلی به ۶۵۰ میلیارد دلار می‌رسد، و انتظار می‌رود تا سال ۲۰۲۰ ارزشش به ۳۵۰ میلیارد دلار هم برسد. همان‌طور که در ویدئوها لاک‌پشت‌ها و ماهی‌هایی را می‌بینید که اسیر پلاستیک در دریاها شده‌اند، پس جهان نیاز به یک جایگزین قابل‌ قبول دارد.

چیزی که کاربردی باشد، تولیدش ارزان باشد، به مقدار زیاد بتوان آن را تولید کرد و البته تجدید پذیر باشد. و بودنش روی زمین به مدت طولانی و درازمدت هیچ‌کدام از موجودات را نابود نکند.

هر فردی پتانسیل وجود پلاستیک جایگزین را درک می‌کند. ما قبلاً آزمایش‌هایی را با قارچ‌ها، جلبک‌ها، ذرت و حتی کنف دیده‌ایم. تنها کاری که باید انجام داد این است که قیمت این محصولات جایگزین پایین آورده شود و این مواد پلاستیکی به‌ صورت انبوه تولید شوند. فقط قبل از اینکه به سمت تولید پلاستیک جایگزین بروید می‌خواهید چیز دیوانه کننده‌ای بشنوید؟

بر طبق گفته پارک ملی برآورد شده است که بیش از ۵۰۰ میلیون نی پلاستیکی تنها در ایالات‌متحده مورد استفاده قرار می‌گیرد که این مقدار در سال به ۱۷۵ میلیارد می‌رسد. تصور کنید که این میزان در دنیا چقدر است؟

پس در مورد آن فکر کنید، یک نوشیدنی را در مدت کوتاهی با یک لیوان پلاستیکی می‌نوشید و سپس آن را دور می‌ریزید و این لیوان‌ها اصلاً بازیافت نمی‌شوند.

۳. چاپ بیولوژیکی و اعضای بدن و میلیاردر شدن

چندین صنعت وجود دارند که ارزششان با پیشرفت تکنولوژی‌شان به بیش از میلیاردها دلار می‌رسد.

برای مثال در حوزه پروتز شخصی برای قربانیان آسیب‌دیدگی پوستی اگر یک چاپگر سه بعدی وجود داشته باشد می‌تواند کمک بزرگی برای ترمیم آن عضو آسیب‌دیده باشد.

در سراسر جهان، بازار پیوند اعضاء حدود ۲۰ میلیارد دلار است که انتظار می‌رود در دهه‌های آینده به یک صنعت تریلیون دلاری هم تبدیل شود. بازار محافظت از بدن به‌ تنهایی در حال حاضر ارزشی بیش از ۲۵۰ میلیارد دلار دارد. بنابراین این بازار پتانسیل زیادی دارد.

از آنجایی‌ که جمعیت جهان در حال افزایش است و به‌ طور متوسط افراد ثروتمندتر از گذشته هستند، جایگزین کردن یک عضو بدن، جای جراحی چشم یا ایمپلنت را می‌گیرد. برای قرار دادن چیزها در این چشم‌انداز، می‌توانید یک قلب را با قیمتی کمتر از یک‌ میلیون دلار در بازار سیاه آمریکا بخرید و برای فروش یک کبد نیز از همین بازار حدود نیم میلیون دلار دریافت کنید. واقعیت این است که بازار سیاه خرید و فروش اعضای بدن ادعا می‌کند که برای تقاضای موجود عرضه‌ی کافی وجود ندارد. مطالعات نشان می‌دهند که اگر ما بتوانیم به ارگان (اعضای بدن)  کافی دسترسی داشته باشیم، می‌توان از یک الی سه مرگ جلوگیری کرد یا آن‌ها را به تأخیر انداخت.

۴. کمبود آب و راه‌های میلیاردر شدن

از سال ۲۰۱۶ یکی از ۹ شخص در دنیا امکان دستیابی به آب تمیز را ندارند. این تعداد در کل به ۸۵۰ میلیون نفر است. انتظار می‌رود که تا پایان سال ۲۰۱۸ این تعداد به ۱٫۱ میلیارد نفر برسد و تا سال ۲۰۲۵ انتظار می‌رود که ۳ / ۲ جمعیت کره‌ی زمین برای دستیابی به آب تمیز مشکل داشته باشند.

شاید شما فکرش را نمی‌کنید که این سیاره‌ی آبی روزی بدون آب شود اما واقعیت این است که آبی که ۷۰ درصد کره‌ی زمین را پوشانده است تنها ۳ درصدش آب شیرین است که متناسب با بدن ما است. حدود ۳ / ۲ این آب به‌صورت یخچال‌های یخ‌زده است که در دسترس ما نیستند. و این یعنی ما در یک دردسر بزرگ گیر کرده‌ایم.

امسال حتی شهر بزرگی مانند کیپ‌تاون تقریباً منابع آبی‌اش تمام‌ شده و در سال‌های آینده ما شاهد گسترش این موضوع در نقاط دیگر هم خواهیم بود. بنابراین ممکن است به‌ زودی با جیره‌بندی آب بدون توجه به اینکه در کدام نقطه زندگی می‌کنیم مواجه شویم.


تأثیر اقتصادی بحران آب بسیار زیاد است. نه‌ تنها این بحران باعث می‌شود که مردم نتوانند محصولات کشاورزی را توسعه دهند بلکه بسیاری از افراد به دلیل بیماری‌های مرتبط با آب آلوده خواهند مرد. امکانات دسترسی به آب مانند اتصال شما به شبکه اینترنت است و ما برای آن شروع به پرداخت حق بیمه می‌کنیم.

برای اجرا شدن بعضی از راه حل‌ها برای کمبود آب باید جلوی توده مردم ایستاد. برای مثال، فناوری‌ای وجود دارد که این امکان را می‌دهد که میزان مصرف آب خانوار مشخص شود و به همین دلیل مردم نمی‌توانند آب را هدر بدهند و سیستم‌های فاضلابی بهبود می‌یابند تا تصفیه شوند و بتوانیم از آن‌ها برای کشاورزی استفاده کنیم.

ممکن است نتوانید این موضوع را درک کنید اما تولید گوشت با مصرف آب زیادگره‌خورده است. ۱۵۴۰۰ لیتر آب برای تولید یک کیلو گوشت گاو و ۴۵۰۰ لیتر آب برای یک کیلو گوشت مرغ استفاده می‌شود.

 ۵. هوش مصنوعی و میلیاردر شدن

هوش مصنوعی یکی از اختراعات عالی بشر است. و البته دلایل این عالی بودن هم کم نیستندهوش مصنوعی احتمالاً آخرین اختراع بشر است که باید روی آن سرمایه‌گذاری شود. هوش مصنوعی تمام مشکلات را بهینه‌سازی و حل می‌کند. برای مثال این را متوجه می‌شوید که چقدر بی‌معنی است که ما انسان‌ها فکر کنیم گونه‌ای هستیم که حق‌داریم بقیه را از بین ببریم.

از سال ۲۰۱۸ ارزش صنعت هوش مصنوعی به بیش از یک میلیارد رسیده و تجربه‌ی مشتری نشان می‌دهد که ارزش کسب‌وکارهای مرتبط با آن نیز بالا و بالاتر می‌رود. ارزش تجارت هوش مصنوعی تا پایان سال ۲۰۲۲ به ارزش ۳٫۹ میلیارد دلار می‌رسد.

هوش مصنوعی قصد دارد تا بزرگ‌ترین تغییردهنده‌ی دنیا باشد. به طرز چشمگیری روشی که وجود دارد را تغییر می‌دهد و تبدیل شدن به شهروند درجه‌ دو بودن را نیز شتاب می‌بخشد. هوش مصنوعی هم‌چنین می‌تواند بیماری‌ها را برایمان درمان کند، کشاورزی و مهندسی زیست‌شناسی را متحول کند و دروازه‌ای برای جاودانگی باشد.

منبع

  • نظرات() 
  • شنبه 15 دی 1397

    چگونه رویداد خود را در نتایج جستجوی گوگل بالاتر نشان دهیم؟

    موتورهای جستجو یکی از ابزارهای اصلی کاربران در استفاده از اینترنت است و گوگل را می‌توان مهم‌ترین، قوی‌ترین و محبوب‌ترین آن‌ها دانست. با استفاده از موتور جستجوی گوگل، کاربران قادر هستند که پاسخ سوالات خود در زمینه‌های متفاوت را بیابند، کالای مورد نظر خود را پیدا کنند و در مورد موضوعات مختلف اطلاعات کسب کنند. بیش از ده‌ها هزار جستجو در روز برای شرکت در دوره‌های آموزشی مختلف، کارگاه‌ها، کلاس‌ها و رویدادها صورت می‌گیرد و این یک فرصت عالی برای برگزارکنندگان رویداد است تا بتوانند توجه مخاطبین بالقوه را به رویداد خود جلب کنند.

    جستجوی گوگل

    ما قواعدی را به شما آموزش می‌دهیم تا احتمال قرار گرفتن رویداد شما در صفحات اول جستجوهای گوگل افزایش یابد:

    1. انتخاب یک کلمه‌ی کلیدی: منظور از کلمه‌ی کلیدی یا keyword، عنوان یا موضوع اصلی رویداد شماست. برای مثال در صورتی که یک رویداد در زمینه‌ی مقاله‌نویسی برگزار می‌کنید، کلمه‌ی کلیدی شما می‌تواند «کارگاه مقاله‌نویسی» یا «ورکشاپ مقاله‌نویسی» باشد. مهم است که از این کلمه‌ی کلیدی در عنوان رویداد خود استفاده کنید؛ به طور مثال:
      • کارگاه مقاله‌نویسی برای دانشجویان ارشد
      •  ورکشاپ مقاله‌نویسی از صفر تا صد
    2. برای رویداد خود توضیحاتی کامل بنویسید که حداقل 300 کلمه داشته باشد: گوگل توصیه می‌کند که برای امتیاز بیشتر دادن به متن شما و قرار گرفتن رویداد در بخش‌های بهتر جستجو، متنی که می‌نویسید بیش از 300 کلمه داشته باشد.
    3. از کلمه‌ی کلیدی خود به میزان 1 الی 2 درصد از تعداد کل کلمات توضیحات رویداد خود استفاده کنید: به عنوان مثال اگر توضیحات رویداد شما 560 کلمه است، 5 تا 6 بار کلمه‌ی کلیدی خود را در داخل متن ذکر کنید. البته توجه داشته باشید که گوگل تکرار بیش از حد کلمه‌ی کلیدی را امتیازی منفی برای رتبه‌ی سایت شما می‌داند.
    4. بک لینک: در صورتی که وب‌سایت دارید، یک متن در وبلاگ یا سایت خود منتشر کنید و کلمه‌ی کلیدی که انتخاب کرده‌اید را به صفحه‌ی رویداد خود در ایوند هایپرلینک کنید. در صورت امکان از اطرافیان و دوستان‌ خود که صفحات معتبری دارند بخواهید در سایت خود به صفحه‌ی رویداد شما لینک بدهند. وجود بک‌لینک‌ از سایت‌های معتبر تاثیر زیادی در قرار گرفتن رویداد شما در نتایج جستجوی گوگل دارد. همچنین انتشار لینک رویداد در شبکه‌های اجتماعی نیز در بهبود وضعیت رتبه‌بندی شما موثر است.

    نکته:

    برای برخی از کلمات کلیدی مانند «کلاس آموزش زبان» یا «کلاس کنکور» رقابت شدیدی در گوگل وجود دارد. برای کلماتی که رقابت زیاد باشد، قرار گرفتن رویداد شما در صفحات اول نیازمند زمان زیاد و فاکتورهای دیگر است.

    امیدواریم که رویداد شما را در اولین بخش جستجوی گوگل ببینیم.

    منبع

    ببینید

  • نظرات() 
  • سه شنبه 11 دی 1397

    هر سال میلیارد‌ها دلار در برندینگ سرمایه‌گذاری می‌شود. برخی از آن‌ها خوب و جذاب هستند اما برخی دیگر علاوه‌بر هزینه‌ی زیاد، عملکرد چندان خوبی ندارند. در سالی که گذشت، بسیاری از برندها روی سبک خودشان سرمایه‌‌گذاری کرده و برخی دیگر از روش‌های شناخته‌شده و معروف کمک گرفتند. در ادامه‌ی این مقاله‌ به بررسی بیشتری تعدادی از بهترین و بدترین کمپین‌های تبلیغاتی در سال اخیر می‌پردازیم.

    بهترین‌ها

    ۱- کمپین الکساندریا اوکاسیو کورتز


    یکی از داستان‌های موفق سیاسی سال گذشته، موفقیت الکساندریا اوکاسیو کورتز، دموکرات سوسیالیست است. او توانست با یک بودجه‌ی ۲۰۰ هزار دلاری، رقیب خود یعنی جو کراولی را با بودجه‌ی سه‌میلیون‌دلاری شکست دهد. او ۲۹سال دارد و جوان‌ترین شخصی است که تابه‌حال در کنگره حضور پیدا کرده است. دلیل موفقیت او چیست؟

    یکی از دلایل موفقیت او، تبلیغات فوق‌العاده خوبی است که شرکت Tandem Design NYC برای او انجام داد. در این کمپین از زبان بصری جنبش‌های مردمی استفاده شده بود که پیش‌تر توسط فعالان مدنی و کارگری مانند دولورس هورتا و سزار چاوزی استفاده شده بود. این کمپین تبلیغاتی بعد از تبلیغات اوباما در سال ۲۰۰۸ به یکی از امیدوارکننده‌ترین، متحول‌کننده‌ترین و الهام‌بخش‌ترین کمپین‌های تبلیغاتی سیاسی تبدیل شد.

    ۲- اوبر


    شرکت تبلیغاتی Wolff Olins، لوگوی قدیمی اوبر را به یک لوگوی قابل درک با مفهومی دوستانه تبدیل کرده است. از آنجایی که ارزش سهام این شرکت بعد از انتشار چند داستان در سال‌های گذشته به‌شدت پایین آمد و آیکون مداری‌شکل آن معنی خاصی نداشت، تغییرات جدید حرکت هوشمندانه‌ای بود که این برند را بیشتر از گذشته در دسترس کاربران نشان می‌دهد و آن را برای عرضه‌ی عمومی سهام در آینده آماده می‌کند.

    ۳- گوگل



    ۴- اسباب‌بازی فروشی Toys “R” Us 
    چگونه متوجه شویم محصولاتی که توسط گوگل ارائه می‌شوند، واقعا توسط این شرکت منتشر شده‌اند؟ این مسئله نه‌تنها مشکل گوگل؛ بلکه یکی از بزرگ‌ترین مشکلات شرکت‌های بزرگ و در حال رشد است. اما ابزار تم متریال جدید گوگل، رنگ‌ها و انحناهایی که به نام گوگل می‌شناسید را در هر بیت از رابط آن ترجمه می‌کند. متریال تمینگ ابزاری معرفی‌شده از سوی گوگل است که تمامی برندها می‌توانند از آن استفاده کنند.


    بسته شدن فروشگاه‌های Toys “R” Us یکی از بدترین شکست‌های برندهای دنیای خرده‌فروشی در سال ۲۰۱۸ بود. اما پیش از اینکه این غول اسباب‌بازی چند تکه شده و فروخته شود، از آژانس تبلیغاتی Lippincott برای بازسازی برند کمک گرفت. بازسازی برند با ارائه‌ی مجموعه‌ای از بازی‌های سه‌بعدی ایده‌ی بسیار خوبی بود که متأسفانه عملی نشد و شکست خورد.

    ۵- هواشناسی Weather Channel


    ودر چنل یکی از کانال‌های معروف هواشناسی است که عده‌ی زیادی برای مشاهده‌ی پیش‌بینی وضعیت آب‌وهوای منطقه‌ی خود به آن مراجعه می‌کنند. این برند در سالی که گذشت، تصمیم گرفت ریسک بزرگی انجام دهد و پیش‌بینی آب‌وهوا را با واقعیت افزوده ترکیب کند. گردبادهایی که با واقعیت افزوده ساخته شده‌اند و دیوارهای استودیو را خراب می‌کنند، سیل‌هایی که ماشین‌ها را با خود می‌برند و آتش‌سوزی‌هایی که در دامنه‌ی کوه‌های کالیفرنیا رخ می‌دهند، از وقایعی هستند که در کمپین تبلیغاتی این برند با استفاده از تکنولوژی واقعیت افزوده طراحی شده و مردم از آن استقبال کرده‌اند.

    ۶- انتقام‌جویان: جنگ ابدیت


    دیزنی، شرکت مارول را در سال ۲۰۰۹ خرید و تصمیم گرفت آن را به یکی از برندهای محبوب و در حال گسترش تبدیل کند. فیلم «انتقام‌جویان: جنگ ابدیت» یکی از بهترین فیلم‌هایی است که نام این شرکت را در سال جاری سر زبان‌ها انداخت. این شرکت طی ۱۰ سال ۱۸ فیلم ساخته و با ترکیب شخصیت‌ها، داستان‌ها و موسیقی متن منحصربه‌فرد به یکی از غول‌های این صنعت تبدیل شده است. جنگ ابدیت به‌تنهایی دو میلیارد دلار در سراسر جهان فروش داشت و قسمت بعدی آن سال جدید اکران خواهد شد.

    متوسط‌ها

    ۱- امریکن‌ اکسپرس


    امریکن‌اکسپرس بعد از گذشت ۳۰ سال تصمیم گرفت لوگوی خود را تغییر دهد و برای این کار از شرکت Pentagram کمک گرفت. در لوگوی جدید، حروف کمی تیز شده‌اند، رنگ پیش‌زمینه آبی تیره شده و نام آن به Am Ex تغییر کرده است.

    ۲- میل‌ چیمپ


    بدترین‌ها

    شاید کمتر کسی پیدا شود از تغییر لوگوی برند میمون این شرکت به نقاشی‌های سبک جدید طرفداری کند. پلتفرم بازاریابی ایمیلی این شرکت همچنان با همان لوگوی معروف کله‌ی میمون فعالیت می‌کند و می‌توان گفت این برند بین دو احساس و مفهوم متفاوت گیر افتاده است.

    ۱- کمپین Be Best


    این کمپین توسط بانوی اول آمریکا یعنی ملانیا ترامپ طراحی شده و هدف آن ارتقای رفاه و امنیت کودکان است. این کمپین علاوه‌بر هدف خوبی که دارد، طراحی چندان مناسبی نداشته و تبلیغات آن به‌عنوان یکی از بدترین کمپین‌ها شناخته شده است.

    ۲- کوکاکولا


    فونت رسمی و جدید کوکاکولا نیز به‌نام Unity به‌عنوان یکی از بدترین کمپین‌ها تبلیغاتی شناخته شده است. کارشناسان معتقدند فونت جدید باید داستان قدیمی بازاریابی این شرکت، یعنی «کوکاکولا می‌تواند جهان را متحد کند» تقویت کند. این برند نیز پیش‌تر آب‌معدنی‌های دسانی را به‌عنوان آب چشمه‌های طبیعی می‌فروخت اما مدتی بعد معلوم شد آب آن درواقع همان آب تصفیه‌شده‌ی معمولی است که با قیمت دو دلار فروخته می‌شود. با تمام این اتفاق‌ها به نظر می‌رسد شاید عمر این برند بزرگ صنعت نوشابه رو به پایان باشد.

    ۳- بلندینگ

    بلندینگ یکی از بدترین ترندهای برندنیگ سال ۲۰۱۸ و به‌معنای تقلید کورکورانه و پیروی کردن از دیگران برای بهتر دیده شدن است؛ مانند بسیاری از برندهای اینستاگرامی که همه یک شکل به نظر برسند. برندهایی که بخش قابل‌توجهی از لوگوی آن‌ها سفید است، تنها یک محصول می‌فروشند و نام‌های عجیب‌وغریبی دارند.


    منبع

  • نظرات() 
  • سه شنبه 11 دی 1397

    سال ۲۰۱۸ شاهد افزایش تعداد تولیدکنندگان و خرده‌فروشانی بوده‌ایم که از بلاک چین‌ها برای بهبود کار خود استفاده می‌کنند. در چندین ماه گذشته، برای فرایندهای زیادی، از کنترل کیفیت غذا تا تسهیل معاملات بین‌المللی غلات، از فناوری بلاک چین استفاده شده است.

    درحالی‌که بسیاری از نمونه‌های اولیه‌ی کاربردی این فناوری به‌طور آزمایشی در حال فعالیت هستند، تعداد رو به رشدی به صورت دائمی پیاده‌سازی شده‌اند.

    در حالی که به نظر می‌رسد بلاک چین‌ها به جنبه‌ی مهمی از صنعت غذا تبدیل شده‌اند، اما با این حال بهترین راه‌حل برای همه‌ی مشکلات این صنعت نیستند. با اینکه بسیاری از بلاک‌ چین‌ها سوابق داده غیرقابل تغییر و قابل اعتمادی از توزیع برخی غذاها را ثبت می‌کنند، اما به این معنی نیست که ما دیگر نیاز به اعتماد به افرادی که اولین بار این غذاها را روی بلاک چین‌ها ثبت کردند، نداریم. به‌طور مشابه، با اینکه شرکت‌های چندملیتی مانند کرفور (Carrefour) از راه‌حل‌های ارائه‌شده توسط شرکت IBM استفاده می‌کنند، به معنای واقعی از بلاک چین‌ها بهره نمی‌برند.

    رهگیری و شفافیت


    در اکثر موارد، صنایع از فناوری بلاک چین برای رهگیری اهداف خود استفاده می‌کنند. درنتیجه، مشتریان می‌توانند از صحت اقلام اطمینان حاصل کنند. اخیراً، اوشان (Auchan)، شرکت چندملیتی مستقر در فرانسه، اذعان داشت که سیستم رهگیری غذای مبتنی بر بلاک چین را در شعبه‌های خود در کشورهای فرانسه، ایتالیا، سنگال و پرتغال اجرا خواهد کرد. این اعلامیه پس از دوره‌ی آزمایشی موفق ۱۸ ماهه‌ی شعبه‌ی ویتنام اعلام شد. در این دوره، از سیستم رهگیری در ارتباط با ۶۰۰۰ شرکت استفاده شد.

    سیستم اوشان اطلاعات اقلام را در هر مرحله از توزیع، ثبت می‌کند. به‌طور مثال، زمانی که هویج ارگانیک از زمین برداشت می‌شود و برای انتقال به مزرعه آماده می‌شود، روی بلاک چین TE-FOOD ذخیره می‌شود و هنگامی‌که به کارخانه‌ی توزیع‌کننده منتقل می‌شود، به‌سرعت می‌توان آن را با اطلاعات غیرقابل تغییر ثبت‌شده در بلاک چین مقایسه کرد.

    مدیر دفتر مطبوعات اوشان، فرانسوا کتلیفاد، به کوین تلگراف گفت که این فناوری بلاک چین، سبب می‌شود ثبت‌کنندگان اطلاعات زنجیره‌ی محصولات این شرکت، هنگام واردکردن داده‌ها بیشتر توجه کنند.

    این موضوع در بخش‌هایی که داده منبع باارزشی به‌حساب می‌آید نکته‌ی کلیدی خواهد بود. به‌عنوان یک خرده‌فروش، نمی‌توانیم از یک سازنده یا تأمین‌کننده بخواهیم بدون آن‌که جبران کنیم، به ما اطلاعات بدهد.

    او همچنین توضیح داد:

    از آنجاکه بلاک چین TE-FOOD برای اجرا به سوپرمارکت‌ها نیاز دارد (به‌عنوان‌مثال هر زمان که تأمین‌کنندگان بخواهند اطلاعات زنجیره‌ی تأمین مربوطه را ارائه دهند، این سوپرمارکت‌ها باید توکن‎‌ها را انتقال دهند)، می‌توان گفت که فناوری‌های مبتنی بر بلاک چین این مشکل بزرگ را برطرف ساخته اند. این موضوع به تأمین‌کنندگان این انگیزه را می‌دهد که نه‌تنها چنین اطلاعاتی تولید کنند بلکه صادق نیز بمانند، زیرا در غیر این صورت اضافه‌حقوق نخواهند گرفت.

     

    کتلیفاد اظهار داشت نکته‌ی دیگر دوری کردن از فساد اطلاعاتی است که ممکن است در رسوایی غذایی (شفافیت + امنیت) با آن مواجه شویم. در نهایت، اگر مشتری اطلاعات قابل رهگیری را درخواست کند، با چنین فناوری می‌توان این اطلاعات را در به‌جای چند روز، در چند ثانیه برای او فراهم کرد.

    چنین اعتباری مهم تلقی می‌شود، زیرا طبق گزارشات اخیر، مصرف‌کنندگان نسبت به صنعت غذا بدگمان شده‌اند و به تولیدکنندگان و توزیع‌کنندگان بااخلاق‌تر روی آورده‌اند. طبق تحقیقی که ماه سپتامبر موسسه‌ی بازاریابی غذا در ویرجینیا انجام داد، مشخص شد که ۷۵ درصد از خریداران بیشتر برندی را که اطلاعات جزئی‌تر و بیشتری نسبت به برچسب فیزیکی از محصول ارائه می‌دهد، انتخاب می‌کنند. دفترکل‌های توزیع‌شده منبع اصلی چنین اطلاعاتی هستند و به‌ مرور زمان ازآنجاکه نگرانی‌ها در مورد منابع مواد غذایی بیشتر شده است، شرکت‌های بیشتری به دنبال پذیرش سیستم‌های رهگیری مبتنی بر بلاک چین هستند.

    در ماه نوامبر، شرکت چندملیتی خرده‌فروش کرفور اعلام کرد از بلاک چین رهگیری موادغذایی IBM برای رهگیری مرغ‌های پرورش یافته در فضای آزاد در اسپانیا استفاده خواهد کرد. در سوییس نیز، گوستاو گریگ AG چنین اظهار داشت که از بلاک چین اتریوم برای رهگیری تن ماهی بهره خواهد برد. در همان ماه، دولت کره جنوبی گفت قصد دارد از ماه ژانویه شروع به ردیابی گوشت گاو با این فناوری کند، در حالی که سوییت گیرین، فروشگاه سبزیجات زنجیره ای امریکایی ۲۰۰ میلیون دلار سرمایه به منظور توسعه ی سیستم رهگیری مبتنی بر بلاک چین برای مواد غذایی خود جمع‌آوری کرد.

    تمامی این اطلاعیه‌ها در مدت یک ماه منتشر شدند و نشان‌دهنده‌ی تمایل روزافزون به استفاده از این بلاک چین ها برای دست‌یابی به شفافیت در توزیع مواد غذایی است. پیش از ماه نوامبر، سازمان‌های دیگری مانند کشاورزان محصولات لبنی امریکا، آلبرت هجین، بزرگ‌ترین فروشگاه زنجیره‌ای در هلند، دولت استرالیا، آژانس استانداردهای غذایی بریتانیا، وال مارت و بزرگ‌ترین خرده‌فروشی چینی JD.com برای سال پیش رو، طرح استفاده از سیستم رهگیری مبتنی بر بلاک چین را بنا نهادند.

    تعداد بسیار زیادی از سازمان‌ها به دنبال اثبات ادعای خود مبنی بر نظارت دقیق بر منابع محصولات خود هستند. به‌عبارت‌دیگر، این روزها بحث مواد غذایی بیش‌از پیش به موضوعی اخلاقی و روحی تبدیل شده است و به همین دلیل است که استفاده از بلاک چین ها برای اطمینان از برگشت‌ناپذیری و شفافیت در این حوزه بیشتر مورد توجه قرارگرفته‌ است.

    این موضوع دلیل استفاده‌ی سازمان‌های عمومی غیردولتی از بلاک چین را مشخص می‌کند. سازمان بین‌المللی امدادرسانی آکسفام در ماه نوامبر اعلام کرد ازآنجاکه اغلب، کشاورزان کشور کامبوج اطلاعاتی از محصول برنج برای چانه زدن در دست نداشتند، بلاک چین رهگیری برنج را در این کشور راه‌اندازی کرد.

    تجارت و صداقت

    با نصب یک کد qr روی هر ماهی و استفاده از فناوری بلاک چین، مشتریان می‌توانند از لحظه صید تا خرید ماهی را رهگیری کنند.

    در حوزه‌ی رهگیری غذا، بلاک چین و کریپتو بسیار موردتوجه مشاغل و البته مصرف‌کنندگان قرار گرفته‌اند. درحالی‌که رهگیری محصولات به‌طورقطع اصلی‌ترین حوزه‌ی فعالیت فناوری بلاک چین خواهد بود و در ۵.۶ تریلیون صنعت مواد غذایی و آشامیدنی به کار خواهد رفت، به نظر می‌رسد در حوزه‌های دیگر نقش کمرنگ‌تری ایفا می‌کند.

    اکتبر امسال، ۴ تولیدکننده‌ی بزرگ‌ محصولات کشاورزی شامل شرکت‌های آرچر دانیلز میدلند، بانج، کارگیل و لوئی دریفوس برای خودکارسازی روند معامله‌ی غلات با استفاده از فناوری بلاک چین، تصمیم به همکاری گرفتند. طبق گزارش منتشرشده در مطبوعات، حذف معایب شیوه‌های قدیمی منجر به کاهش زمان پردازش مدارک و انتظار و همچنین افزایش شفافیت انعقاد قرارداد بین طرفین می‌شود.

    کاملا بدون نیاز به اعتماد؟

    اگرچه امروزه تقاضای زیادی از سوی توزیع‌کنندگان و تولیدکنندگان مواد غذایی برای استفاده از بلاک چین در رهگیری فراورده‌های غذایی وجود دارد، اما این بدین معنا نیست که بلاک چین می‌تواند راه‌حل کاملا بی‌نقصی ارائه دهد. به‌عنوان‌مثال، نمی‌تواند به‌طور قطعی اعلام کند یک مرغ ارگانیک واقعاً ارگانیک است و درنتیجه، نمی‌تواند برای عرضه‌ی مواد غذایی شبکه‌ای کاملاً بدون نیاز به اعتماد طراحی کند.

    در ثبت سوابق اولیه ممکن است اشتباه پیش بیاید. تنها راه جلوگیری از ثبت اشتباه یک انبه‌ی تازه یا یک مرغ معمولی به‌جای مرغ ارگانیک توسط افراد این است که در کنار دفتر کل توزیع شده، از یک سیستم اطمینان دهنده و یا مکانیزمی دیگر استفاده کنیم. شرکت‌های بزرگی مانند کارفور، اوشان و وال مارت چنین سیستم‌هایی در اختیار دارند و با کشاورزان و تأمین‌کنندگان مطرحی به فعالیت پرداخته و روابط دوجانبه‌ای ایجاد کرده‌اند.


    همچنین حتی اگر بلاک چین نتواند صحت اطلاعات وارد شده را تضمین کند، می‌تواند تمام و کمال از اشتباهات نابهنگام پیشگیری کند. به‌طور مثال از ثبت اشتباهی مواد غیر ارگانیک به عنوان ارگانیک جلوگیری می‌کند.

    اتحادیه‌ی کشاورزان ملی انگلستان در طی تحقیقی به این نتیجه دست یافتند که تقلب در مواد غذایی حدود ۱۲ میلیارد پوند در سال به انگلستان ضرر وارد می‌کند.

    تقلب در مواد غذایی به معنی جایگزینی، اضافه کردن، دست‌کاری یا ارائه‌ی اطلاعات غلط در مورد غذا، ترکیبات یا بسته‌بندی در بعضی از مراحل توزیع محصول به‌صورت عمدی است. همچنین می‌تواند به معنی ارائه‌ی اطلاعات غلط یا گمراه‌کننده در مورد محصول به‌منظور کسب سود بیشتر باشد.

    در این گزارش آمده است که تقلب در مواد غذایی عموماً پس از ثبت اولیه‌ی محصول اتفاق می‌افتد. بنابراین، خاصیت شفافیت و غیرقابل تغییر بودن بلاک چین حتی اگر راه‌حل معجزه‌آسایی نباشند، می‌توانند به کاهش این هزینه‌های گزاف کمک شایانی کند.

    منبع

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 5 دی 1397

    ا تا به حال به فکر استفاده از یک شخصیت شناسی مانند MBTI برای رسیدن به اهداف کاری مانند؛ مدیریت، نحوه استخدام، تیم سازی و… افتادین؟

    درک دقیق این نوع شخصیت شناسی و تحلیل اون یک ابزار خیلی عالی برای خودشناسی شما و برآورد شخصیتی دقیق دیگران است.

    با اطلاع دقیق از تیپ شناسی مایرز بریگز شما می تونید اون رو در روند زندگی، سرکار، استخدام، نحوه مدیریت و… استفاده کنید.

    تیپ های MBTI 

    در اینجا توصیه می کنم که بعد از مطالعه این بخش، به سایت های دیگه هم مراجعه کنید و هرچقدر اطلاعات می تونید بدست بیارید. در ابتدا حتما شخصیت خودتون رو پیدا و سعی کنید تمامی موارد رو کاملا از حفظ کنید.

    اگر با تیپ های مایرزبریگز آشنایی دارید می تونید این ها رو رد کنید و به تیپ های MBTI در محل کار برسید.

      

    بهترین راه برای دست یافتن به خود حقیقی شما، مطالعه کامل موارد زیر هست اما می تونید از این لینک نسبت به تکمیل تست شخصیت شناسی MBTi هم اقدام کنید.

    MBTI سعی داره که ۴ خصلت انسانی رو به ۲ قسمت تقسیم کنه، به ترتیب زیر هستند؛

    تحلیل تیپ های MBTI (مایرز-بریگز) در محل کار  

    تفاوت درونگرا (I) با برونگرا (E)

    نحوه دریافت انرژی…


    درونگرا (I) در محل کار

    • قابلیت تفکر عمیق نسبت به یک موضوع (در صورت داشتن T)
    • علاقه ای به صحبت در مورد کارشون ندارند
    • دوست دارند به تنهایی یا با افراد کمی کار کنند
    • کار ها توسط خودشون انجام میشه
    • علاقه به انجام کار های پشت صحنه دارند

    برونگرا (E) در محل کار

    • خوش برخورد و گرم تر (به خصوص در صورت داشتن P)
    • در مورد کاری که در حال انجامش هستند صحبت می کنند
    • دوست دارند با افراد زیادی کار و از صحبت با اونها انرژی می گیرند
    • کار ها رو واگذار می کنند و انگیزه دهنده خوبی هستند
    • می تونن به خوبی با ارباب رجوع در تماس باشند

    تفاوت شهودی (N) با حسی (S)

    نحوه دریافت اطلاعات…


    ویژگی های شخصیتی شهودی یا iNtuitive

    • برنامه ریز هایی بلند مدت 
    • قابلیت ایجاد یک استراتژی
    • خلاقیت با نوآوری و ایجاد راهکار های جدید
    • می تونن تصویر کامل یک تصمیم رو بررسی کنند و جوانبش رو بسنجند
    • مناسب برای رهبری یک سازمان یا یک برنامه در طولانی مدت
    • اجرایی کردن کار های تاره و خلاقانه
    • خسته شدن از انجام کار های روزمره
    • ایده محور
    • به صورت کلی به موضوعات نگاه می کنند
    • قابلیت آنالیز و تحلیل قویتر

    ویژگی های شخصیتی حسی یا Sensing

    • برنامه هایی کوتاه مدت
    • قابلیت عملی کردن یک تاکتیک
    • خلاقیت با یافتن کاربرد های جدید در موارد کشف شده
    • با دید تیزبینشون می تونن جزئیات برنامه ها رو اصلاح کنند
    • مناسب برای شرایط بحرانی به دلیل برنامه ریزی های سریع
    • اجرایی کردن کار هایی که قبلا نتیجه دادند 
    • قابلیت انجام کار های روتین و روزمره
    • تجربه محور
    • جزئیات رو مورد بررسی قرار میدن
    • عملگرا تر هستند و علاقه زیادی به تحلیل ندارند

    تفاوت منطقی (T) با احساسی (F)

    نحوه تصمیم گیری…


    ویژگی های شخصیتی فکری یا Thinking

    • استفاده از منطق در تصمیم گیری
    • وظیفه محور
    • نقاد و قابل انتقاد
    • سهولت در اجرایی کردن تصمیمات دشوار
    • برخورد عموما سرد و خشک (به خصوص در صورت داشتن I و J)
    • تصمیم با استفاده از اعداد و منطق

    ویژگی های شخصیتی احساسی یا Feeling

    • استفاده از احساسات برای تصمیم گیری
    • مردم محور
    • حساس و عموما غیر قابل انتقاد 
    • مشکل در اجرایی کردن تصمیمات دشوار
    • برخورد عموما گرم و مهربان (به خصوص در صورت داشتن E و P)
    • تصمیم با استفاده از ارزش ها و احساسات

    تفاوت قضاوتگر (J) با ادراکی (P)

    نحوه برخورد با دنیای اطراف…


    ویژگی های شخصیتی قضاوتگر یا Judging

    • بخ راحتی در مکان های سازمان یافته کار می کنند
    • منظم و آن تایم
    • پروژه ها رو قبل از تاریخ موعد مقرر به اتمام می رسونند
    • مسئولیت پذیر
    • علاقه به ایجاد ساختار و سیستم های کاری
    • برنامه ریز های خوبی هستند
    • سریعا تصمیم گیری می کنند (البته نه به منعای منعطف بودن)
    • کار ها رو به انجام می رسونند و روی یک کار تمرکز می کنند
    • منعطف نیستند و علاقه ای به به هم ریخته شدن برنامشون ندارند

    ویژگی های شخصیتی ادراکی یا Perceiving

    • به راحتی در شلوغی و هرج و مرج کار می کنند
    • نامنظم
    • پروژه رو در تاریخ مقرر خودشون تحویل میدن
    • به راحتی مسئولیت قبول نمی کنند
    • علاقه به داشتن آزادی عمل (سیستم گریز)
    • به خوبی خودشون رو وفق میدند
    • در تصمیم گیری تعلل می کنند تا تصمیم بهتری اتحاذ کنند
    • همیشه ده ها کار ناتمام دارند
    • به دلیل منعطف بودن سریعا به شرایط واکنش نشون میدند


    تیم سازی بر اساس MBTI مایرز بریگز 

    یکی از زییاترین ویژگی های شناختن خودتون و دیگران با MBTI این هستش که می تونید تیم سازی خیلی عالی رو انجام بدید.

    برای مثال من خودم یک INTJ هستم که P خیلی بارزی دارم و بسته به شرایط از E و کمابیش S خوبی هم بهره می برم.
    و در جایی که الان مشغول به کار مارکتینگ هستم، خیلی خوش حالم که با یک مدیر ESTP همکارم.

    INTJ ها افرادی استراتژیست، متفکر، کمال گرا و با ثبات هستند که در پشت پرده ها می تونن بهترین استراتژی ها رو بچینن و برنامه ریزی هایی کم نظیر داشته باشند.


    ESTP ها افرادی رهبر، متقائد کننده، عملگرا و منعطفی هستند که باید روی صحنه جنگ حاضر باشند و در حال چیدن و عملی کردن تاکتیک ها باشند.

    در حالی که من INTJ همیشه بلند مدت فکر می کنم و سعی دارم مطمئن بشم استراتژی ها دارند درست انجام میشند، این ESTP هست که به ما قدرت مانور در بازه های زمانی کوتاه مدت و پیاده سازی تاکتیکی رو میده.

    شاید مهمترین نقطه قوت این تست کمک در تیم سازی هست.

    گاهی اوقات که من INTJ بیش از حد درگیر تفکرات رویایی خودم میشم و این ESTP هست که من رو با واقعیت مواجه می کنه.

    من INTJ خیلی برام مهم نیست که الان بحرانی هست یا نه، فقط می دونم دوردست کجاست و به کجا داریم میریم، اینجا ESTP به من کمک می کنه که قدم بعدی این راه رو در چاله نیوفتیم.

    من INTJ همیشه سعی دارم تا ایده هایی منحصر به فرد و تازه رو ارائه کنم و ESTP به ایده های اجرا شده و دیگر شرکت ها نگاه می کنه تا بتونه از اونها ایده بگیره.
    من INTJ ایده هایی رو ارائه میدم که ESTP به دلیل تجربه محور بودن و ریز بین بودنش، شرایط رو دقیق می سنجه و با توجه به تجارب خودش این نقشه راه رو اصلاح می کنه.

    همینطور خیلی موارد دیگه که به دلیل مغایرت شخصیتیموم، نه تنها رشد کردیم بلکه تونستیم بیشترین بازدهی رو از توانایی هامون داشته باشیم و خودمون رو خیلی درگیر نقاط قوت طرف مقابل نکنیم.

    دینامیک های تیمی

    با اینکه در MBTI هدف قضاوت افراد نیست و مطمئنا هر فردی با هر ویژگی می تونه به همراه خودآگاهی، اون ویژگی رو تغییر بده، باید اذعان کرد یکسری از دینامیک های تیمی برای کار بهتر هستند و یکسری خیر.

    برای مثال افرادی که (F) عموما مدیران سطح بالا خوبی نخواهند شد. مدیران با (F) بالا تصمیمات کاملا احساسی میگیرند و به انتقاد ها گوش نمی کنند.

    بعد از مدتی فکر کردن و پرس و جو از افراد مختلف در مورد تفاوت بین T/F به این نتیجه رسیدم که؛ افراد منطقی، از منطقشون به احساس می رسند، و افراد احساسی، از احساسشون به منطق.

    برای مثال، من که منطقی هستم، اکثرا برای تحریک احساساتم نیاز به دلیل و منطق دارم. 
    برای مثال اگر فردی مستاصل رو ببینم، که خودش باعث این وضع شده، شاید کاملا سنگ دلانه از کنارش رد بشم.
    اما اگر فردی هیچ تقصیری نداشته و از قضا اینطور شده، کاملا برعکس.

    تمامی احساسات من تحت تاثیراین سوال بنیادی قرار میگیره؛ آیاد دلیلی برای همدلی دارم؟ آیا منطقی برای همدردی هست؟

    در حالی که افراد احساسی عموما حس ترحمی، با درجات یکسان نسبت به هر دو خواهند داشت.

    تحریک احساسات باعث بروز منطق در افراد احساسی میشه، برای مثال ترس از شکست، از بد بودن و…

    اینکه افراد احساسی به تحریک یک احساس برای رسیدن شدن به منطق نیار دارند، می تونه باعث بشه مناسب این افراد به صورت پیش فرض مدیران سطح بالا خوبی نباشند.

    اما با سعی در پرورش (T) می تونند به مدیران میانی، اجرایی و حتی سطح بالا بسیار خوبی تبدیل بشند. 

    در تیم هایی هایی که باید تصمیم گیری های مهمی اتفاق بیوفته، حضور هر دو نوع افراد N/S و J/P حیاتی است. این می تونه به شکل xNTP – xSTJ یا xSTP – xNTJ باشه.

    وجود فردی که به حال می اندیشه (S) در کنار فردی که آینده نگر هست (N).

    حضور فردی منظم با دید سیاه و سفید (J) در کنار یک فرد نامتعارف با عینکی خاکستری (P).

    این ۴ تیپ به همراه (T) باید در هر تیم وجود داشته باشند؛ اگر نه این تیم یا بسیار آینده نگر (N) میشه و از حال (S) قافل هست، یا پروژه ها رو شروع می کنه (P) بدون اینکه به نتیجه برسند (J).

    کماکان که این مغایرت شخصیتی باید همراه با درک مقابل بین طرفین و سطح بالایی از خودآگاهی باشه.
    در غیر این صورت هر دو جبهه نه تنها پیشرفت نمی کنند، بلکه حس سرکوب شدن، نادیده گرفته شدن و کار کردن با افرادی بی لیاقت به اونها دست خواهد داد.

    MBTI در تیم های فروش و مارکتینگ

    بهترین فروشنده های ذاتی ESTP و ENFP هستند و ENTJ ها هم به دلیل اینکه می تونند سریع پیشرفت کنند، گزینه عالی هستند.

    در تیم های فروش شما نیاز به حداقل ۷۵% افراد (E) دارید. با اینکه افراد (I) می تونند فروشنده هایی خیلی عالی باشند، اما ذات اونها نیاز به تعداد زیادی افراد برونگرا برای از بین رفتن خجالتشون داره.
    در کل (S) ها افراد بهتری برای فروش نسبت به (N) ها هستند. البته افراد شهودی (N) برای فروش به افراد شهودی (N) کاملا مناسب هستند اما در کل بهترین گزینه نیستند.

    همینطور افراد ادراکی (P) گزینه مناسبی هستند، البته این افراد (P) به همون نسبت که می تونن فروشندگان خوبی باشند، تعهد کمتری نسبت به کار داشته و پتانسیل کمتری برای پیشرفت دارند. با اینکه اینکار برای اونها راحتتر هست، در دراز مدت شاید بهترین گزینه نباشند.

    اما از اون سمت تیپ ENTJ بنظر کمی خشک هستند و امکان صمیمی شدن به مانند یک ESFP رو ندارند، اما می تونن با پیشرفت تبدیل به بهترین فروشنده شما بشند.

    تیم های مارکتینگ دقیقا تحت الشعاع صحبت های قبلی در مورد حضور افراد N/S به همراه J/P هستند.
    باید تمامی این تیپ ها در تیم های تصمیم گیرنده شما اعم از مارکتینگ حضور داشته باشند.

    البته طبیعتا تیپ های (I) می تونند در کار های تحلیلی مفیدتر واقع بشند و افراد (E) در قسمت هایی که باید با وندور ها (مانند کار های تبلیغاتی) و مردم (مانند شبکه های اجتماعی) در ارتباط باشند موفقتر عمل کنند.

    استخدام با کمک تحلیل MBTI (مایرز بریگز) 


    با اینکه این نوع تست زنی در روند استخدامی رواج داره، اما اشکالات زیادی بر اون وارد هست که به اونها می پردازیم؛

    اشکالات و ایرادات MBTI در استخدام

    1. این تست نشون دهنده این هست که چه کار هایی برای شخص، با توجه به شخصیتش موثرتر و قابل انجام تر هست، اما نشون دهنده میزان توانایی فرد در اون کار نیست.
    2. فرد تست دهنده می تونه خودش رو با توجه به شرایطی که در اون قرار داره انطباق بده، برای مثال اگر می دونه داره برای واحد روابط عمومی یا فروش مصاحبه میشه، خودش رو برونگرا تر جلوه میده.
    3. تمامی ۱۶ تیپ شخصیتی MBTI خوب هستند و ویژگی های مثبتی دارند، پس افراد بد و مضر از کجا پیدا می شند؟
    4. تکمیل ۲ تست MBTI برای یک فرد در طول ۵ هفته دارای حدود ۵۰% دگرگونی در تیپ شخصیتی است!
    5. طبق گفته های روانشناسان، بهترین حالت زمانیست که شما در وسط هر ۴ طبقه قرار دارید، اما در صورتی که چنین باشه، مجبور به انتخاب یک گزینه هستید که به زور شما رو در یکی از ۲ حالت جای بده.

    به همراه بسیاری از ایرادات دیگه که ربطی به شرایط استخدامی ندارندارند، مانند اینکه فردی که خودش رو ENFP ببینه، ممکنه با خودش اینطور بگه؛ من همینم و همه ENFP ها این مشکل رو دارند. 

    این نقاط ضعف اصلا خوب نیستند اما بیاین از یک زاویه دیگه نگاه کنیم.

    1. شما توانایی فرد رو می سنجید و از این تست برای سنجیدن توانایی استفاده نمی کنید.
    2. برای بحث تست زنی با توجه به شرایط، اگر فردی انقدر باهوش و خودآگاه هست که ابتدا شرایط رو کامل متوجه میشه و بعد خودش رو با اون وفق میده، میدونه داره چه کار می کنه و نشون میده که میتونه خودش رو با کاری که شما می خواهید تطابق بده. (البته که مثال برونگرا بودن و مصاحبه برای فروش کاملا اشتباه هست و افراد درونگرا میتونند فروشندگان، مدیران، یا رهبرانی عالی باشند، این فقط نشون دهنده منبع انرژی افراد هست نه چیز بیشتری)
    3. تشخیص بد بودن افراد با شما هست، البته این تست هم بسیار مهربانانه درست شده. یادم هست در مقاله ای نوشته شده بود؛ در تست مایرز-بریگز همه افراد برنده هستند.
    4. بله متاسفانه این هم یک ضعف دیگه هست، من خودم (J) و (P) همیشه تغییر می کنه.
    5. باور دارم ذات اصلی انسان یکی از این ۲ هست و این شما هستید که تونستید شرایط رو به سمت تعادل بهبود ببخشید. اما این تست باعث میشه که شما مجبور باشید باز هم به همون نقطه عدم تعادل برگردید.

    پس با این تفاسیر چطور از این تست استفاده کنیم؟

    استفاده صحیح از MBTI در ارزیابی افراد و استخدام

    شما باید سعی کنید با توجه به رفتار افراد متوجه بشید که اونها در کدوم یکی از این دسته ها قرار میگیرند، نه با سوالات ۲ گزینه ای روی یک کاغذ.

    اگر در شرایط استخدام بودید یا شناختی نسبت به فرد نداشتید سعی کنید مانند یک روانکاو طرف مقابل رو حلاجی کنید،تا هم به هدف شما نمایان نشه، هم به نتیجه دقیقتری برسید.

    بجای اینکه در تست یا مصاحبه بپرسید؛ آیا از صحبت کردن و بیرون رفتن لذت میبری و ۲ گزینه بهشون بدید، سوال کنید؛ امروز خسته ای و از سرکار اومدی، واقعا نیاز داری که انرژی از دست رفته خودت رو بدست بیاری، چه کارهایی انجام میدی؟ 

    سوالات رو کاملا باز بپرسید و به فرد مورد نظر گزینه ای ندید تا در نهایت سعی داشته باشید خودتونن طرف رو ارزیابی کنید و ببینید آیا می تونه در تیم شما جایگاه مناسبی داشته باشه یا خیر.

    منتشرشده در ترایوینگ

  • نظرات() 

  • آخرین پست ها


    نویسندگان



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :